روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
351
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
داد و بعدها مستمرى بگير تركان گشت . ص 149 س 11 - پارتير جوان همان قلعه است كه اينك بنام حسن قلعه خوانده مىشود و دليلر كنت همان ده فعلى دلى باباست . كشيش واژهء فارسى است براى كاهن مسيحى كه اينجا براى درويش به كار رفته است . ( البته اصلا كلمهء كشيش از يونانى به فارسى در آمده است . در يونانى اين كلمه بمعنى پير يا شيخ است . م . ) ص 150 س 18 - كلاويخو از جملهء افراد معدودى است كه توصيفى از سورمارى بدست ميدهند . اين شهر در قرون وسطى بسيار مهم محسوب ميشد . اينك آنچه ازين شهر بجاى مانده بنام سورمالو ( Surmalu ) معروف است كه ده بىاهميت و ناچيز تركنشين است . اين ده در جانب راست و جنوب مسير ارس و در ده ميلى محلى كه آرپاچاى به ارس ميريزد و چهل ميلى مغرب ايروان كوه آرارات ( به نقشهء موجود در مجلد اول « سير و مطالعه در ارمنستان » ( Armenia Travels and Studies ) تأليف ه . ف . ب . لينچ ( E . F . B . Lynch ) نگاه كنيد . ) واقع است . سورمارى ( Surmali ) و سولمارى ( Sulmari ) يا سورمالى ( Surmali ) همانا سورب مارى ( Surb Mari ) ارمنى است كه بمعنى مريم قديس است ، مورخان ارمنى به آن مكررا اشاره كردهاند ( به مجلد دوم « يادداشتهاى مربوط به ارمنستان » ( Memoire Sur I'Armenie ) تأليف ژ . سن مارتن ( J . Saint - Martin ) ص 101 و 226 و كتاب « تاريخ استفانوس دربارهء ارمنستان » ( Histoire Stephanus Orbelian ) ص 226 و كتاب « توصيف ارمنستان باستان » ( Description of Ancient Armenia ) تأليف انژيژان ( Injijean ) ص 444 مراجعه كنيد ) . بر طبق گفتهء ابن اثير ( مجلد دهم چاپ تورنبرگ Tornberg ) ص 25 ) سومارى بسال 1069 م : / ( 462 ه . ) مورد حملهء الپ درسلان واقع گشت و ويران شد . در 1329 اين شهر دوچار سرنوشت مشابه آنچه از دست آلپ ارسلان كشيده بود شد . منتها اين بار مغلان آن را ويران ساختند ( به كتاب Kirakos de Gontzac تأليف بروسه ( M . F . Brosset ) ص 129 رجوع كنيد ) . بار سوم بدست تيمور در ( 1377 م . / ( 789 ه . ) ويران شد ( به كتاب تيمور بيك ( Timur Bec ) ص 412 رجوع كنيد . ) موقعيت دهكدهء نوبنياد سورمالو كه در درهاى سنگلاخى واقع است توسط دوبوا دو مونتيپرو ( Dubois de Montipereux ) در كتاب « سير و سياحت در پيرامون قفقاز » ( Voyage autour du Caucase ) مجلد سوم ص 419 و 446 توصيف شده است . ابن اثير در قرن يازدهم ميگويد كه اين آبادى داراى « يك دژ خوب بود كه با باغها و جويبارهاى بسيار احاطه شده بود » . كلاويخو نامى از كالمارين ( Calmarin )